بعد حمد موفور و ثنای نا محصور حضرت آفریننده بیچون که بیک کاف و نون سپنج سرای مشحون بآلای گوناگون و دنیای مملو بنعمای از حیطه وهم و قیاس افزون از عالم عدم بجهان وجود ظاهر نمود و پس از شکر و سپاس فراوان و ستایش بی پایان کریم منان...
انجام
بتجویز کاهلی بر همان بهمان تن داده کلاغ پائی چند کشیده فرستادم معذور دارند و اگر قصد قصد حاضر شدن بتعزیه ارباب زاده باشد اشاره فرمایند که برفاقت رفته شود و السلام در رسید دوشاب و غیره بمیرزا عارف الله بعلق تمسخر نوشته مهربان.
وفا را گفت تا خواندند در پیش / جفا گفت و بر انداز از حضرت خویش خیال خویش را گفتا که بشتاب / بسوی آشنایی بویی چون آب دل بد اصل را بیرون کن از باغ / که باشد هیمه کج درخور داغ
انجام
سلامی از وفا به سرمایه ی ناز / سلامی از صفا پیرایه ی راز ز عنوانش طهور صبح امید / ز پایانش حضور بخت جاوید گلستان خانه ی جان از سوارش / جنان ویرانه ی هجران ز یادش
فن پنجم از این مقاله علم فراست که آن عبارت است از معرفت اخلاق درونی و صفات باطنی انسانی از اعضای ظاهره و اشکال محسوسه تا چون شخصی را ببینند از صورت او بدانند که خوی نیک دارد یا بد
انجام
و علم نجوم نیک داند تا تاثیرات کواکب و طبایع و منسوبات بهر یکی از آن شناسد و الله اعلم بالصواب