في غايه الحکم و بلوغ المناد قصر الاعداء اعلم وفقنا الله و اياک ان کل من وقف علي کتابنا هذا و توخفه بغير اهله و يعقل به ما لايرضي الله فانه يحرم نفسه من برکاته
التکافوء فی الدین و العقل و الحریة و امکان الاستیفاء توجب القصاص الا ان مصطلحا علی (؟) او یعفو الولی او یکون الجانی ابا للمجنی علیه و مع عدم الشروط و الشبیه به
انجام
الصورة الاولی و علی قول جماعة فیها ایضا یقاعدة الضمیمة خلافا للتذکرة فیبطل للجهالة و لو لم نؤبة النخله و بیعت فالطلع للمشتری بلا خلاف فتوی و نصا و هل یختص ذلک
اثری در تعربیر خواب است ، مشتمل بر یک مقدمه در 2 باب و 28 باب و یک خاتمه در چند باب ، بر اسا حروف تنظیم یافته و هر حرف در یک باب قرار داده شده ، نویسنده در معرفی خود فقط به نام خود بسنده کرده و بگفته خودش تالفاتی در نجوم و رمل نیز دارد
و ذکر احوال روز و شب و درازی و کوتاهی و سایه و دور معدل النهار هم خیار [...] کعبه آمد و در فتح و [...] فلک البروج و اما افق تقاطع
انجام
مقاله سوم در هیات زمین و اختلاف احوال بقاع لو ارحمت اختلاف اوضاع علویات باب اول در هیات زمین و شمه از شرح هلال پیش از این گفتیم زمین کروی است در شکل و در وسط
فصل فی معرفه الکواکب الثابته التی تنقش علی الاسطرلاب لیوخذ الارتفاع بها فی اللیالی عند الحاجه الیه وها انا اصف لک ما هو الاشهر منها واحد بعد واحد نستصح عندک و لاتوتاب عند اخذک الارتفاع
انجام
قال هناک رحمه الله فیکون اکبر الثوابت ثمانیه و تسعین مثلا وسوس مثل الارض و اصغرها عشره امثالها و ثلث مثلها و قد بان من مباحث هذا الباب ان اعظم الاجرام الشمس ثم کوکب القدر الاول من الثوابت ثم المشتری ثم زحل ثم باقی الکواکب الثابته ثم المریخ ثم الارض ثم الزخرخ ثم القمر ثم العطارد و هو اصفر الکواکب
فان طبایع الکلیات مطلقا لیست بموجودة فی الخارج سواء کانت معقولات اول او ثوان و ایضا لا یلایم الاحزاب عنه بقوله بل هی یعرض لخصوصیات المهیات و قد یتمائز الاعدام
انجام
انعدم بانعدام الاولی ثبت ما ادعینا سقط عنه هذا الاعتراض و اما رابعا فلان قوله اذا توقف تاثیره علی احدهما لا بعینه لم یکن خصوص شیء منهما شرط
الحمدلله الذی علمنا منطق البیان و میزه الة یحترز به عن الخطاء فی اللسان و الصلوة علی محمد معرف الحق و البطلان و علی اله حجج الله فی الارض علی اهل الزمان و اللغة علی اعدائهم مادام الانس و الجان
انجام
سیم آنکه از دو چیز قیاس ترتیب داده نمیشود چه دو تا طرفین مطلوبست باید مرکب از مقبول نزد مدعی نیز باشد پس صحیح نیست حجة لا شیء من الانسان بفرس و لا شیء من الفرس بانسان تا نتیجه بدهد لا شیء من الانسان و لازم اید سلب شیء از نفسش چنانکه گفته اند گر در خانه دو کس است یکحرف بس است