هذه فواید للعلامه المرحوم المحقق السنوسی رضی الله عنه فایده حقیقه الوجود هو الحال الواجب للذات مادامت الذات غیر معلله بعله فایده حقیقه القدم سلب العدم السابق علی الوجود
انجام
الایجاب الذاتی و التحسین العقلی و الممر علی بعض ظواهر الکتاب و السنه و التقلید الردی و الجهل المرکب و الربط العادی
مؤلف
محمد بن یوسف بن عمر بن شعیب السنوسي التلمساني الحسني، أبوعبدالله
نسخه شامل مطالب متفرقه د ینی و ادبی که طلبه ای دروس روزانه یا هفتگی مختلف که بالای بعضی صفحات قید کرده در آن نوشته است. نسخه شامل دو بخش می باشد که در پایان بخش اول تاریخ کتابت را 1258 ذکر کرده است.
آغاز
بسمله و الصلوه علي اشرف برتبه و آله الطاهرين... قد رسموا علم الرجال بانه علم تصدر به علي معرفه احوال الجزء الواحد صحه و ضعف و
انجام
في القسم الثاني من قسمي باقام عليه الدليل الخارج و اما الکلام في الاول فينظر بالتاميل فيما سبق منا
رساله ای است که مولف در پاسخ پرسش شخصی بنام محمد بن عبد السمیع در توضیح حدیثی از امام صادق مبنی بر انتقال روح و جسم انبیاء و اوصیای آنان به آسمان نوشته است
الحمد لله رب العالمین ... این کتاب از تصنیف حکمای کامل همچون جالینوس و افلاطون و غیرهما تا هرکسی را علت و زحمت پیش آمده باشد و تجربهای علت و خاصیت آنرا گفته اند که چهار چیز است
انجام
اول از همه جا فاتحه فاتحه ام القرآن ختم گردانید که نصیب شما مسلمان شود و نصیب منافق و شکاکی شود بهمین نیت ثواب تکسیر یابد والله اعلم
و السحاب و امام الثانی قطریقه ان تجعل الهدفه العلیا نحو عینیک عکس ما تقدم آنفا و السفلی نحوالمطلوب و تنظر من الهدفه العلیا الی المطلوب و تتم العمل المتقدم یحصل انخفاض المطلوب
انجام
الوقت فی جدول خطه طلوع الکواکب و خطه غروبها فکان الخطه (؟) راس المثلث و الغارب زاویه العوا انتهی
من اظهر الناس علی مبرة یستوجب المکی علی مقلته من مازج الناس استخفوا به و کان مذموما علی مزجة کن عن جمیع الناس فی معزل قد یسلم المعزول فی عزلته مثال الجناس التام قول الشاعر...
انجام
قمر المعالي و المعالم و الندی بحر الندا هو سید الثقلین لولاد فاترة لاهل زمانه قد لاح ضوا لقی فی القطرین البحر و الازهار و الغیث الذی یحیی برؤیته عما الفیین بخ لکم اهل الظفیر باحمد فقمتم بربین نوری شرقین...
صورت چند نامه است اغلب از عباس میرزای قاجار است و دیگران
آغاز
هو الله لی شانه رب اشرح لی صدری و یسّر لی امری و احلل عقدة من لسانی ایا جود صدر شب تاج لحاجتی فلیس الی صدر سواک شفیع این عریضه ایست نیازمند اراده بنده ضعیف اقل بمحضر شریف خواجه اجل اکرم خدایکان اعظم افخم حارس ملک و ملت...
انجام
بجای دوده حل کرده با اب حیوان سر رشته اند و بر بیاض عارض غلمان نوشته حالی مرتجلا این رباعی گفتم این نور بظلمت ار چه امیخته اند این مشک بکافور چرا ریخته اند ز یکی بچکانند تو گویی که زرنگ دلتنگ شده مردم بگریخته اند ...