زن کردن نیکو بود و اگر نحس داخل بود میانه باشد و اگر غائب باشد می آید و اگر شکل سعد داخل بود بمراد رسد و اگر خارج بود بمراد نرسد نه زن کردن و نه حال غائب
انجام
اگر خاک مرده باز کنند نه نشناسی توانگر است یا درویش ملک را گفتار درویش پند [...] آمد و گفت از من چیزی بخواه گفت همی خواهم که دیگر بارزحمت ندهی گفت مرا پندی ده گفت
عم اصله عن ما و قری بها ادغمت النون فی المیم فصارت عما و قری بها ثم حذفت الالف قال الجرجانی انهم اذا وضعوا ما فی معنی الاستفهام حذفوا الفها تفرقة بینها و بین ما یکون اسما خبرا کقولهم فیم و بم و لم و قال ابن جنی اثبات الالف اضعف اللغتین
انجام
و قد یقال ان قوله و شره الخ من تمه الدلیل و الاسعاذة نعم الاختیاری و للطبیعی و الاخفاء فی ان اللازم و المتعدی یجری فی الطبیعی مضافا لاولی ان مذکر قوله لازم و متعد بعد ذکر الطبیعی لیلا توهم
قاعده ارشمیدس حکیم رحمه الله که یکی از بساطین مهندسان است جمع مثلثات طریقی است که در آن احتیاج بمعرفت حجر و استخراج عمود نیست و آن این است که مقدار اضلاع
انجام
خط خطی گذرانند از مرکز دایره محیط دایره رسد محراب بر آن خطی زند که درست است