یا فتاح یا حرف ندا قائم مقام ادعوا فتاح منادی مفرد معرفه مبنی بر ضم افتح ابواب الخیر علینا جمله مقصود بالنداء محذوف است افتح صیغه فعل امر حاضر معلوم انت ضمیر درو مستتر فاعلش مرفوع محلا ابواب مفعول
انجام
ما اضربنی ما اضربنا اضربه اضربهما اضربهم اضربها اضربهما اضربهن اضربک اضربکما اضربکم اضربک اضربکما اضربکن اضربنی اضربنا فقط
افتاده: سوال اگر ترا پرسند که مردی بزن خود جماع کرد چون صبح صادق شد وقت نماز در آمد آنمرد وضو کرد و نماز گذارد
انجام
افتاده: و آب نیابد رواست که تیمم کند و نماز گذارد سوال مردی در نماز جماع کرد نماز او فاسد نگشت جواب [...] که در نماز خواب کرد و محتلم شد و انزال نگردید و نماز او فاسد نشود
تنبیه قال الشهید ره فی التمهید الفائدة اذا احتمل کون للعهد و کونها لغیره کالجنس او العموم حملت علی العهد لاصالة
انجام
القسم الاول فانه من باب الاطلاق الکله علی الفرد و هو لایکون مجازا الا ان یراد من الخصوصه کان اطلق کل الرجل و اراد منه زیدا بالخصوص فانه لاریب فی لفظ الرجل حقیقه
کتاب الزکوة التی اترضها الله {...}علی العباد و قرنها فی کثیر فرآی الکتاب مع الصلوة التی هی للاعمال عمود و عماد و هي التی تطهر {...}من اشبه الواقعیة کما ورد ان من اخرج زکاة فانه و وضعها فی موضعه..
انجام
و غیرها من الصدقات و جمیع انواع البرّ کما ورد انّ عجلان قال لابی جعفر {...}انۀی ربما قسمت الشئی بین اصحابي اصلهم فکیف اعطیهم فقال اعطهم علی الهجرة فی الدین و الفقه و العقل الی غیر ذلک من المرجحات النصوصة...
مؤلف
محمدحسن بن موسی بن حسن بن راشد الشروقي / الشرقي النجفي
نویسنده از جامع صغیر ، هدایه فقه وکافی ، کنز ، محیط ، مصفی و شامل بیهقی نام برده .
آغاز
و مراد روا باشد که از سر تا پای عورت خود و کنیزک خود را ببیند و بشاید همه اندام ایشان را و مر زنی را که روا نباشد که او را بخواهند و او محرم باشد روا باشد
انجام
تباه کند تیمم نیز تباه شود و بدین آب با قدرت بهم چون آب را به پند و قادر باشد که بدان آب وضو سازد و تا تیمم تباه نشود و هر چند فریضه و نافله بریت یک تیمم که
فائدة اختلف اصحابنا انه هل یجوز للمکلف ترک الاجتهاد و التقلید جمیعا و العمل بالاحتیاط و انه یصح عبادته اولا علی اقوال ثالثها التفصیل بین ما لو علم بعدم کونه...
انجام
لا یتوقف علی کون المکلف باینا علی الاخذ مع ان ما ذکر من توقف الحجیة علی البنا یستلزم القول بفساد العمل العالم الفتوی المجتهد اذا لم یکن باینا علی تقلیده و هو بعید جدا
ده کرهدا خبر چه باب ده ضربا په پشان یضرب باب 2 ده کجره ذا خبر چه باب ده ضربا یضرب پشان ده باب
انجام
احمرار احمرا احمری شدند و اخرش را وقف کردند و علامت وقفی بسقوط حرکت رفعی شد در مفردات تا تحمی را تحمی رون تحمی ی رین شدند احمی احما بعده دو حرف از یک جنس در یک اسم آمدند
الحمد لله... و بعد فهذه عجالة کافية و رسالة وافية في تحقيق اقوال في مسئله امرت بشرحها و تنقيحها و تفصيلها و توضيحها و ايضاح ما اتجه عندي فيها
انجام
من حضرته العفو عما وقع في تلک الرساله من الهفوت و ان لانساني من صالح الدعوات و الملتمس من اخواني ان ينظروا الي هذه الاوراق بعين الرضا الجميله فانها عن کل عيب ...