رجل کریم لقیته و فی نحو ربّ رجل کریم لقیت منصوب علی المفعولیة بلقیت و {...}علی جعل قصیدة مبتداء و الجملة بعدها منتها و قد قلتها الخیر فیکون فی غریبة و جهان النّصب و الرفع و النّصب علی الاشتغال و جعل قصیدة مفعولا لفعل محذوف ...
انجام
و لا تتقدّمه معه حدّ الانصاف بل ان قابلک بشرّ قابله بخیر و ان مقابلک باحسان کافة باحسن منه لینجذب الیک و یکون عضد لک و سلاحا تتقّوی به علی عدوّک و ان لم تفعل معه هکذا ربمّا هجرک و قاطعک فتکون.
بان یعتمد علیه فی مقام الشک غابة اما فی الباب کون غیر المستنبط الایعرف الموارد و هو یعرفها قلت ما یفني بالمسئلة الاصولیة الا ما ذکرة من کون المستنبط هو الذّی یعرف الموارد و یمیزها بخلاف غیره من العوامفانه لا یتمکن من ذلک...
انجام
و لو صح ما ذکر للزم ان یکون {..}الزمان الذّی لا یسع المندوب و لا یسع الواجل لا تصح فیه النیة لا وجوبا و لا ندبا و هذا باطل لانه لیس فی الوقت زمان لا تصح فیه النیة لا وجوبا و لا ندبا تمت المسئلة.
اصل اختلف الاصولیون فی دلالة النّهی علی الفساد فی العبارات و المعاملات و عدمها علی اقوال قبل الشروع فی تنقیح المسئلة {....}من تمهید مقدمات المقدمة الاولی فی تحریر محل النزاع و نتکلم فیها فی جمیع الالفاظ المذکورة فی عنوان المسئلة من النهی و العبادة...
انجام
فلا یجری النزاع المذکور فبذلک {...}یجوز لکنک فی تخصیص العام بخبر الواحد بالتزامه فبذلک ای فی المفتر بان یقول بجواز تفسیر العام بخبر الواحد {...}المفتر لیس مخالفا مع العام اصلا بخلاف المختص فانه مخالف مع العام فی بعض الافراد فی الظاهر اصل.
مولف در دیباچه نام اثر را بصراحت آورده و ماده تاریخی در تاریخ تالیف اثر بصورت شعر آورده و آن (داستان عشق مقبول انام) که در نسخه مطابق 1264 دانسته شده ، اگرچه در حساب ابجدی این ماده تاریخ 860 میشود
رسول این ستم گر رواست نمودید از قتل یاران من چه گل های خونین بدامان من {.......} {...}ندارید عرب نیستم این دشمنان خدا و رسول کنید از سر مطلب یکی را قبول انحضرت فرمود ایقوم سه مطلب بشما دادم یکی را از سه مطلب قبول کنید...
انجام
و بروایتی معتبر دیگر جبرئیل در هنگام وفات حضرت رسول صلی الله علیه و اله وصیت نامه اورد در رائحه مهر از طلای بهشت بر ان لغة بود و هر امامی مهر خود را بر دارد و بانچه در تحت ان مهر نوشته بعمل اورد و در ایام حیات خود در این مقام سخن بسیار است و برا ی ارباب فطانت در کا انچه مذکور شد کافیست و الله الموقف..
بدانکه نماز منقسم میشود بواجب و مستحب واجب منقسم میشود بشش قسم اول یومیه دویم جمعه سیم عیدین چهارم ایات پنجم طواف ششم انکه {...}و عهد و نحوهما لازم میشود اما یومیه پس در ان چند مطلب است مطلب اول در اوقات انهار و در ان سه مطلب است مطلب اول انکه وقت نماز ظهر زوال شمس است ...
انجام
هرگاه متذکر شد بسجده منسیّه در رکعت اخیره قبل از اتیان بصیغه سلام مخرج از نماز ظاهر اینست که عود بجهة عمل اوردن سجده منسیبه لازم است و هرگاه متذکر شود بعد از اتیان بصیغه اسلامیکه مخرج از نماز است نماز صحیح است و اتیان بسجده منسیه فقط لازم خواهد بود و هم چنین است حال در تشهد منسی در رکعة اخیره...
الاصول و ایات الاحکام و ما جاء فیها من السنة و انعقد علیها من اجماع و بالجملة کل ما دلّ علیها دون ما لا یختص و ان توقف علیه العلوم العربیة و الکلام فی تعریف الفقه و ما اوارد علیه فی اخذ العلم و تعریف الاحکام و ما اجیب به و ما یرد علی الاجوبة و التخلیص عن اصل ...
انجام
ان المنفصلة فی الاوامر حقیقة فی منع الخلود و لا تنزل علی ارادة منع الجمع الا بقرینه و منها فی و تستعمل فی معان انها هابن هشام و صاحب القاموسی الی عشرة منها الضرفیة و هی عبارة و لا عن کون ما قبلها منصرف فیها بعدها و کون ما بعدها ضرف لما قبلها.
فائدة قد جرت عادة الاصولیین بتعریف اصول الفقه بکلا معنییه الاضافي و العلم و الوجه في الثاني{...}لانّه المقصود بالبیان و امّا الاول فالفائدة فیه امّا اظهار المناسبة المصحة للنقل او التنبیه علی توافق المعنیین في المصداق و صحة ارادة کل منهما فی اللفظ الانتفاء ....
انجام
رجل شجاع کالاسد حذف منه المشبه و استعمل المشبه به فی معناه علی ما ذکره العلاقة التفتازانی في شرح التلخیص کان ذاخلا في المجاز لان الاستعارة في اقسام المجاز لکنه خلاف التحقیق و ممّا یدّل علی فساده انا فعلم بالضرورة ان قصد القائل زیدا ضد ادعا ان زیدا فرد من افراد الاسد {...}مبالغة في دعوی.