پاسبانش ملاذ اهل دانش آستانش از لمعات آفتاب اقبالش کوکب طالع و اصحاب ضلال و بال مختفی و از {....}غمام انصافشف شغله اعتساف ارباب ظلام بر وجه کمال منطفی خاتم حاتم آثارش مصور {...}که بر صحیفه خیال مهندس بی سرمایه نقش بندد...
انجام
مامون و خدام اورا بر در سرا ایستاده دیدم محزون و گریان و جامه دران مامون میگفت که یا سیداه فجعت بک بعد از ان تجهیز و تکفین امام هدایت قرین قیام نمودند ودر جانب قبله هارون بحفر مرقد منور مشغولی کرده من در انموضع حاضر شدم و مامونرا بر فضیلت امام اطلاع دادم گفت
آخرت خود را بگذارد و بکار دنیا مشغول گردد موسی گفت الهی کدام بنده تو دل سخت تر است گفت آنکه حلال و حرام پیش او یکسانست موسی گفت خداوندا کدام بنده تو بخیل تر است...
انجام
بار الها مردیرا دیدم در زیر عرش ایستاده هر دو پای او در بستانی سبز بود گفت ای موسی انمردیست از بنی اسرائیل از حسد بردن و غیبت کردن خود را نگاه داشته با حضرة ما با حرمت است
س سعادت کامله ایجاد کند در زبانا مح ممزج بود و خیر غالب ف نحو است و بلا انگیزد در قلب ص سعادت بخشد در شوله ق ممزج است {..}و غالب در نعایم س سعادت عظیم ایجاد کند در بلده ش نحویست کرای ایجاد کند...
انجام
حائب تبشرنا طورا و تنذرنا و باتباع سبیل الحق تامرنا فیا لها کلما بالغیب تشعرنا لم تقرب بزمان و هی تجزنا عن المعاد و عن عاد و عن {...}
لو یروم القطنی المثارجنا حا لا عارته قلبها المذعورا اوقفوها علی الجسوم اللوا تی عبرذ للبیظ روضة و غدیرا فغمر ذالدموع دمعا و لو لم غسلن تلک النحورا و علی نسبحها النجوم قتیرا یبلغن المهدی عسی و شکر ی قل في انها تضیف الصدورا ...
انجام
و متی اخذت فیه شرع النهار في القصر الی ان تصل الی مطلعها الاعتدالي اذا تبین لک ذلک فاعلم ان من کان ورآء خط الاستوآء صیفهم شتآء لمن کان دون خط الاستوآء کما ان صیف من کان دون خط الاستوآء شتآء لمن کان ورآء الخط الاستوآء و شتائهم صیف لهم...
یا رب مازال لطف منک یشملنی و قد یجدد بي ما ات تعلمه ما کشفه عنی کما عود منی کرما فمن سواک لهذی العبد یرحمه لحدیث یبت العارضی حلاوه و طلاوه هامت بها العشاق فاذا نهانی المرد قلت یرفقوا فالیکم هذی الحدیث یسّاق...
انجام
قال فانظروا کبف تخلفوني فیهما فهو الناجي {...}یوم الاقدام یوم یدعوا کل اناس بامامهم {....}اوتي کتابه فاولئک یقرون کتابهم و لا یظلمون {...}و من کان فی هذا عمر فهو في الاخرة {...}و اضل سبیلا.
المفیده للظن و ان النجاة فی متابعة اهل البیت علیهم السلم و العمل بروایاتهم و ان کتاب الله و اهل البیت لا یفترقان الی یوم القیمة و ان اهل البیت علیهم السلام الذین یجب متابعتهم هم الائمة الاثنی عشر
انجام
فان الشیخ رواه باسناده عن سعد بن عبدالله عن ابن ابی نجران عن الحسین بن سعید عن حماد مع ابن سعدا انما یروی عن ابن ابی نجران بواسطة احمد بن محمد بن عیسی انتهی کلامه
صور الاخلال ان المحل به اما رکن معین او جزء معین او {...}بین الرکن و الجزء او بین الجزئین و علی التقادیر اما دخل فی رکن آخر او جزء غیر رکن و للاصحاب امنا قاعدتان الاولی من {....}بجزء و دخل فی جزء اخر مسقط الزائد....
انجام
و یدعیان مثل هنا فحکموا المدعی الکل درهم و نصف و لمدعی النصف النصف {....}یکون الفارق {...} و الساعة هنا و التقدر و التعیین هناک بان یدعی مدعی الدرهم واحدا بقیة و علیه {...}فیحکم لهما فی واحد الاخر و الاخر و الاخر للاخر...
و دیگر روایت کرده است که چون حضرت امام حسن علیه السلام مشرف بر وفا می شد حضرت امام حسین گفت ای برادر میخواهم که حال ترا در وقت احتضار بدانم پس حضرت امام حسن علیه السلام فرمود که من از رسول خدا منع الله علیه و آله شنیدم که میفرمود که عقل از ما اهل بیت مفارقت نمیکند...
انجام
از موسی و ان خوف و غیبت است و سنتی از عیسی و ان خلاف کردن مردمانست درباره او و سنتی از ابوب و ان فرج و کسادات بعد از بلا و سنتی از محمد و ان خروج سیف است و بسند معتبران روایت کردهاند که نرجس خاتون روایت کرده که من نزد
حق الشفعة و ان وقعت المهاشحة قبل الابطال لم یبطل الشفعة سوا کان قبل الطلب و بعده و فی شرح له بانه اذ الاقامة بیع فی حق الشفیع اذا {....}بعذ الفیض فاما اذا {...}قبل الفیض فانها یکون بیعا فاسذا و لا شفعة فی البیع الفاسد و رواط الافالة قبل الفیض قبیح بالاجماع فعلی هذا لا...
انجام
الاجازة فانه یحکم له و ان لم یقیم {...}انه فی ید المدعا علیه لان الطاهر بما ذلک للسبب من العصبیة و نحوها الخامسة قوله و ان یقل هو لی لم یصح هذا وفاق و قوله و ان لم یقل اطالیة بالرد و عند{..}بالله فی احد قولته لا یصح الا ان یقول و اما اطالته بالرد السادسة قوله و قد تقدم الکلام فی الانظار بالفرض.
صلوا علی نور المنازل محمد الهادي الدلیل یا قلب لا تخشا النوازل عواید الله الجمیل ربک بک الطف و انت هایل فعلک علی نفسک دلیل کما تعلقنا الحوایل لها فرج عما قلیل و لا یغرک فعل فاعل الزم بفرضک لا تمیل...
انجام
و لا یفقهون سوی للخوان قساة الطباع رضو بالرضاع و حفظ الضیاع بدیل الجنان فیا خسرهم ثم یا خسرهم یوم التغابی یوم البیان و یا فوز {...}ادبهم و علمهم ..
مرفوعا و کذلک احواه و هناک ما ذکر {...}ذلک و رجال و رایت زیدا و رجالا و {...}بزید و رجال فزید مفردهما منصرف و رجال جمع مکسر منصرف قوله جمع المونث ...
انجام
ینظر الی شرط مع تقدم الشرط فیقول ان انه {...}لا {...}و انما {...}ذلک لانه یمکن اعتبارها{...}فقوله و{...}لاتیتک جواب القسم فلذلک {...}و نون التاکید و جواب الشرط و یلزم دخول{...}
فلم یخرج عن اجتماع نذرین قوله او نذرا ای مطلقا اما لو کان مفیدا بان قال الله علی ان احج فی هذه السنه و حج فیها یقع عن النذر و حجة الاسلام لان ما نذره هو حجة الاسلام غیر انه نذر تعجیلها قوله ان تقع کلها دفعه و لا یتصور ذلک الا فی رقیق او صبی افسد...
انجام
قوله فی اقبال الدم ای في حال تزایده الی قریب من نصف مدته و الفرق بین الوطی في اقباله و فی ادباره ان الواطي لما کان عند اقباله قریب عهد بالاجماع لم یعذر نفلط علیه بایجاب الدینار و لما بعد عهده منه ادباره عذر نخفق علیه.
باشد بروینده آن لازم باشد که مثل ما قیمت آنرا تاوان بکشد. باب ششم در شرکت است و آن عبارتست از اجتماع {...}مالکان در یک چیز بر وجه مشاع نه مفروز سبب ان درهم ریختن چند مالست بر وجهی که از هم جدا نتوان کرد خواه طلا یا نقره باشد و غیر ان و....
انجام
حواله بچیزی که مثل نیست بثمن در مدت خیار و اگر محال علیه ادا نماید مال حواله را بعد از ان آنرا از محیل طلب نماید و محیل دعوی کند که او را آن مال بوی و اوف یبوده قول محال علیه معتبر باشد یا سوگند و اگر حواله کند کسی که او را چیزی .
مردمان جهان همه {...}گشته از بهر {...}جفت زبان خویشتن بباد بر داده انجهانرا بدین جهان داده روی نمی بینی با اولیاء الله اکل الخبز الیابس بالملح الجریس و النوم علی الزابل خیر کثیر مع عافیته الدنیا و الاخرة ...
انجام
و فیه عن علی ع الدعاء مفاتیح النجاح و مقالید الفلاح و خبر الدعاء ما صدر نق و قلب تق و فی المناجات سبب النجاة و بالاخلاص یکون الخلاص فاذا اشتد الفرغ قال الله المفزغ فی عدة الداعي عن النبی ص ...