نقله من العامة و الخاصة و ان احتیج فی وصفه به ح الی نوع تاویل اوبکونه بمعنی الطاهر المطهر کما هو المصرح به فی کتب جماعة من اهل اللغة کالقیومی و ابن فارس عن تغلب و الأزهر بی و ابن الاثیر و نقل بعض انّ الشافعیة نقلت ذالک عن اهل اللغة و نقله عن الترمذي و هو من ائمة اهل اللغة و یستفاد....
انجام
واحدة علی الاشهر بین الطائفة کما ذکره بعض الأجلة عملا منها باطلاق و فی نفی الزّاید بالأصل و عدم المعارض سوء استصحاب النجاسة المعارض بمثله فی الملافی کما مرّ نعم فی الموثق عن الکوز او الاناء یکون قذرا کیف یغسل و کم مرّة یغسل قال ثلث مرّات یصبّ فیه الماء فبحرک فیه ثمّ یفرغ منه ذالک الماء ثمّ یصب فیه ماء اخر ثمّ یفرغ منه ذالک الماء...
و این نوع شناختن مخصوص کسی است که خود رتبه بمثیر مرتبه اجتهاد داشته با شد و غیر او میشناسد مجتهد را به شیوع و استعاضه اجتهاد او میان بروم خصوص علما و ارباب بمثیر و ادراک و هر که در میان علما و فضلا باجتهاد معروف و افواه متدنین از فقها و باین صفت مذکور باشد ...
انجام
یعنی در عقب هر نماز قصری سی مرتبه بگوید سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر تا جبر نقصان آن نماز بشود و تلافي آن تقصیر کرده شود انشاءالله خداوند عالم برحمت کامله خود جبر نقصان های ما را فرمایند و بکرم بی نهایت خود تلافي تقصیرات ما فرمایند و از خطایا و جرایم ما در گذرد و بحق بحق شفعای روز محشر تمام شد ...
از انکه رسوا شوی و حق تعالی پرده تو را بدرد گفت این مرد که نشسته است شوهر منست و فرزندان از او است و اینمرد دیگر را نمی شناسم حضرت رو کرد بآن فرزند شیر خواره که هنوز سخن نیامده بود و فرمود که سخن بگو ای پسر بعلم و بیان کن که مادر تو راست میگوید...
انجام
که مسافت سه روزه راه از او روشن بود من پرسیدم که این بزرگوار کیست که گروهی بسیار با او احاطه کرده است مردی گفت که او محمد مصطفی است گفتم آن شهسوار که در پیش روی او میرود کیست گفت ان علی
فلیبطل عبرة قد حکم و لا یمکنه ابدا الاشتراک فی المناسبة و ابوحنیفه باستراط النقایض الا فی النقود و یعلل ذلک {...}عن بیع الکالی بالکالی و لا یطرد فی سایر الاعیان و الشافعی یعلل بحریم المطعوم سبب الطعم و مناسبته {...}طریق تحصیله ...
انجام
و المحل مهیا للطلاق عند وجود الشرط و لیس بشرط فی حال التکلم الا اهلیة العاقد لصدور السبب منه فکما لا یشرط صفات المتکلم عند وجود الصفة و الشرط حتی {...}و ان کان الزوج مجنونا عند الدخول فکذلک.
و اخاف ان سیشفع فیقول قد سلمت شفعتی فانها تسقط لان اسقاط المجهول یصح کالعتاق و الابرا هذا من حرف الظاهر مسئلة و المنع من وجوب الزکاة و الشفعة لا یکره عند یحیی و الموید بالله علیهما السلم و نبي یوسف قال محمد {...}و مثله عن ....
انجام
المراد به اذا امن فی التعریف من ان ماجدها {...}ظلم فان خاف من ذلک لم یحب التعریف و لکن یتحفص هو یحفص المثل فیما بین الناس {...}الاسواق و المجلس و نحو هل و الاعتبار ها هنا مالا ما بین دون ...
اصول الفقه القواعد الموصله بذاتها الی استباحا الاحکام الشرعیة الفرعیة عن ادلتها التفصیلیة فصل فی الکتاب مسئلة شرط القران التواتر لتوفر الدواعی الی نقل الی مثله مسئلة و الشاذ معمول به مع تکامل شروط الروایة کالخبر الاحادی اذ العدالة توجد القبول و الخطا فی الوصف ...
انجام
و یرجح یکون حکم اصله اقوی و یرجح فالقطعی بوجود الصلة من الفرع و یکون الفرع ثابتا فالنص من الجملة و یرجح المنقول الخاص علی القیاس و اما المنقول العام فجسد ما سبق فی العمدة و...
الحمدلله ربّ العالمین و العاقبة للمتّقین و لا عدوان الّا علی الظالمین و الصلوة و الّلام علی خیر خلقه محمد و آله اجمعین امّا بعد خلق الله تعالی خلق شجرة و لها اربعة اغصان نسماها شجرة و له الیقین ثم خلق نور محمد ص و اله فی حجاب من درة بیضاء مثله لمثل الطّاوس و وضعه علی تلک الشجرة ...
انجام
و عشر مرات اعوذ بالله ان یحضرون انّ الله هو السمیع العلیم فانّه قدور و فی الاخبار انّهما سنتان و اجبتان و ان نسیتهما فی وقتیهما فاقضهما و قل مائة مرّة بعد صلوة المغرب.
حین ینزل القران تب لکم عفی الله عنها و الله غفور رحیم سالها قوم من قبلکم ثم اصبحه ایها کافرین {...}لله ظاهرة و منها قوله تعالی و ما کان ربک مهلک القری حی یبعث فی امها رسولا یتلوا علیهم ایاتنا و ما کنا مهلک القری الاوائلها ....
انجام
و السوال نعم المومنون منه ارباب الکمال الناظرین بنور الله یعرفون حال الرجال من المقال و المرء {....}تحت لسانه کما قال {...}اهل الحال و{...}اهل الکمال علیه سلام الله الملک المتعال {...}به المقال لخوف الملال و ضیق المجال و توزع البال و کان الاشتغال به...
ای عزیز بدانکه ملک عریض که و جنته عرضها کعرض السموات و الارض مسکن آن کسانی است که بمقتضای و من یطع الرسول فقد اطاع الله کردن اطاعت در فرمان متابعت در آورده
انجام
و منع او نخواهد بود و اگر از جهت توهم ریا منع کرده شود این خصوصیت باین حال ندارد بلکه در فریاد و رقص صوفیان این زمان این توهم بیشتر می شود و الله اعلم
المراد من و کذلک شرک {...}نصرانیا او العکس فاصقه ثم لم تمت المعتق {...}قد دخل و ملة المعتق او وافقه المعتق في الملد قبل الموت و ترکنا اذ لیس مروة علی المختارانتقل ملی {...}ملة اخری من غیرالاسلام و لا یکون {...}الا الانتقال من الاسلام ...
انجام
و وادی ازال لا یکون مثالاَ نسیم بها یشفی تعلیل تشاقه و ما جارو صفا من راه مالا و اهل {...}طبع الکرام سماتهم {...}للضیق النزیل {...}فعند نزیل خاضعین بقوله و عند ذکر الشاهدین {...}اذا ما جئت {...}لیلها بدا شوقا فکان هلالها....
الکنی له یوجب {...}قصد ذکر فی کنایة المقبول و غیره بل بو ذکره بهذه الحانه اجمع المتصفین و من هو اجل من الکنی لم یفذ ذلک قبوله فکنت بمثل الکنی الذی یشتمل کنایة بدم فان مجرد ذکر الکنی له لا یوجب قبولا له فقد ذکر فی کنایة المقبول و غیره ...
انجام
کانوا من تنص الشیعة الامامیة کما طرح به جملة مبهم کالقاضی نور الله فی محاسن المومنین و صاحب الرسالة التی اشیر فیما یقدم الی ردها و قد استوفینا بجملة من الاکبات و الکلام فی الرسالة التی کننا فی الرد علی الرسالة المذکورة و اوضحنا فصاتحهم و نشرنا {...}مما لا یصل الاستتار و لابد اجله الاعتبار.