کتاب الوصایا و سیل ع علیه السلام عن رجل اوصی بارض و عند تلک الارض طریق و جعل تلک الوصیة طعما و تلک الطریق ثم ان الوارث من بعده احی تلک الطریق و عرس فیها عروساَ ....
انجام
الجواب ان رد زید لما اوصی به له فی حیوة الموصی کربه لذلک بعد وفاته فتبطل الوصیة و تبقی ما اوصی له بحکم ما لم {...} من ترکه للمیت و الله اعلم.
مع الذی شهد بالف وجده اذا کان ادّعی الفا فقط و کذلک لو شهد احدهما انه اقربا بالف و الباقي انه امر بخمس مائة درهم کانت الشهادة باطله نص فی المنتخب و فیه و کذلک لو شهد احدهما انه طلق امراته بلایا و شهد احزانه طلقها ...
انجام
قال القاضی زید و الی ذلک ذهب {...}بالله و فی الکافی مامعناه اما اذا عفا عنه المفدوق قبل زفعه الی الامام فانه یسقط عند الهادی و الناصر و له بعد العفو رفعه و اقامة الحد علیه و بابیها ان الفادف قبل {...}لا یقبل شهادته بعد ان یلزمه او بعد ان {...}لاجماع.
نحمدک یا من جعل اخراتنا فی مصایب زریة نبیه اقرب القربات والدرجات و افضل الذخایر و صیر اشجاننا فی نوائب عترة و لیه من اشرف السادات بعد الایمان بالله و الیوم الاخر شرح صدورنا ....
انجام
صاحب سگ خود را بقدمهای انحضرت افتاد و عرض کرد یا رسول الله هر گاه انیک من شهادت برسالت شما دهد و پسر عم تو فرار کند اگر من ایمان بتو نیاورم معلوم است که از انک کمترم پس خود {....} در خانه او بود بعد از شهادت {...}اسلام اوردند.
تروحی و مالی من اذا مال قدها / امالت و قدت کل قلب و قالب بلیت بواش في هواها و کاشیخ / و ماش الیها بالتمیمة کاذب و قوم لدیهم في الخلاف مذاهب / یخالف فی باب الوثاق مذاهبي
انجام
هوائها محاسن الدهري / مثل بدر التمام عشقته مکارم الأخلاق / فهو معشوقها فهی عشاق فهو في اسئله علی الاطلاق
در بیان شرایط وجوب حد و ان {...}است اول {....}خواه مرد باشد و خواه زن بالغ باشد پس اگر نابالغ باشد او را {...}که حاکم شرع مصلحت داند تعزیر و تادیب میکند دویم انکه عاقل باشد پس اگر دیوانه باشد بنابر مشهور میان علما بر او حد نیست بلکه او را تعزیر و تادیب میکنند ...
انجام
و بعضی در روایت جریب گندم وارد شده است و جریب چهار {...}است و بعضی قیمت گفته اند و بعضی گفته اند {..} که حرامست خیمه با خانه میکند {....}خاکست و بعضی گفته اند این کنایه از انست {...}ندارد.
بسم الله الرحمن الرحیم قوله و رتبته علی مقدمه و ثلاث مقلات و خاتمه هکذا و جد عبارة المتن فی کتبی من النسخ و الصنوف
انجام
جزا من العلم و هذا الجواب مردودلان الشیخ الرئیس قد صرح فی الشفا التصئیق یوجد الموضح من المبادی التصدیقیة فلا یکون ایضا جزئ اعلی حده با مندرجا فی المبادی
الحمد علی الاحدیت و الصلوة علی الاظهریة و علی المظاهر اما بعد بدان هر چه بنظر عقل محال و ممتنع است و باعتبار عشق جائز و ممکن است چنانچه ظهور ذات بحث در مقیدات و وضوح وجود مطلق در تعینات در آئینه عقل ممتنع است
انجام
و لفظ وجود بشرطی شیء مقید است و بشرط لا شیء عام است و لا بشرط شیء مطلق است ای عزیز مسئله مسطوره در پرتو شریعت محفوظ دار تا در خلل بنفسهو الله اعلم بحقیقته