ای ز راه رستم {...}بی خیر حال از {...}بودی پی دادگر ای نکرده ره بکعبه دوستی از ازل نشنیده بوی دوستی ای نخوانده حرفی از حرف وفا ای نبوده شیوه تو جز جفا ای ندیده نشان از جام عشق ای نبرده بر زبانش نام عشق ای ز ظلمت خانه طاقت خراب ای زسختی {...}دلها خراب....
انجام
غذای خود همه از ملته نرگس تره بشرط انکه ز دیگر غذا بپرهیزد بهفته دگر آن عقد فرود حل گردد که از صلابت او نرّه شیر بگریزد بر دل رموز سرش بیگزاف کبر {...} چنانچه هر که به بیند دور برخیزد.
از ام سلمه روایت است که روزی حضرت رسالت پناهی صلی الله علیه و سلم حضرت امام حسن را بر ران راست خود و حضرت امام حسین را بر ران چپ خود نشانیده بودند گاهی
انجام
هر که ترک غیبت کند چنان باشد که همه قرآن ختم کرده باشد و بدان عمل کردن باشد این سخن بر همه خلق اولین و آخرین پسندیده است ور مسلمانی انشا الله تعالی
بدانکه صوت دو نوعست یا حیوانی بود یا غیر حیوانی دو نوع بود طبیعی و التی طبیعی چون صوت سنگ و آهن و چوب و رعد و باد و جسمهایی که در ان جان نباشد و التی چون صوت طبل و بوق و نای و ابریشم و انچه بدین ماند و حیوانی دو نوع بود یا منطقی بود یا غیر منطقی بود
انجام
و همی گویند انچه ایشانرا مراد بود و این جمله تخریج نفس ناطقه است بس چگونه شاید گفت که نفس ناطقه عرض است که چندین هزار عجایب که وی تصنیف می کند و استنباط می کند با انکه دانسته ایم که عرض هیچ استنباط نتواند کردن بی جوهر بس نفس ناطقه جوهر باشد نه عرض